BMS در فارکس چیست؟ + انواع BMS

معامله با شکست قیمت زمانی عجیبوغریب میشود که بازار نیت خود را از نمایش چنین ساختاری، از چشم معاملهگران مخفی میکند. حتی تریدرهای مبتدی هم میدانند که پس از شکست ساختار قرار است کلی فرصتهای معاملاتی در بازار شکل بگیرد و شرط استفاده، تعیین نقطه ورود و خروج مناسب است. حالا چطوری تشخیص بدهیم که بعد یک شکست عمیق، قرار است کلا فصل عوض شود یا اینکه تثبیت روند قبلی را داشته باشیم؟ چشم به الگوی BMS در فارکس بدوزید و از فریب ساختارهای نمایشی و فیک بازار به دور بمانید. نحوه تشخیص BMS در فارکس را همگام با آکادمی حسینی فایننس یاد میگیرید.
تعریف BMS در فارکس چیست؟
BMS یا شکست ساختار بازار (Break of Market Structure) یک نوع الگو یا مفهوم کلیدی به شمار میآید که تغییر در ساختار و روند اصلی بازار را به نمایش میگذارد. الگویی که با اصلاح شارپ قیمت، نقاط ورود و خروج را بهینهسازی میکند.
پایان یک روند در BMS، شروع روندی جدید یا فاز تثبیت را به دنبال دارد. در واقع، با عبور قیمت از سطح کلیدی حمایت یا مقاومت، زمینه برای پیشبینی وضعیت فراهم میشود تا با اتکا بر مجموعهای از ابزارهای تکنیکال، احتمال بازگشت به وضعیت قبل را تخمین زد یا اینکه سیگنال آغاز فصلی جدید از بازار را دریافت کرد. ورود مناسب و خروج سریع از موقعیتهای ریسکی، ابعادی از مدیریت ریسک بهینه را نشان میدهند که معاملهگر را به سمت افزایش بازدهی سوق میدهند. درمجموع، شکست ساختار بازار فارکس امکان تنظیم استراتژیهای معاملاتی را بر اساس تغییرات بازار فراهم میکند.
BMS در فارکس چگونه عمل میکند؟
عملکرد منحصربهفرد BMS در شناسایی نقاط بازگشتی بازار فارکس خلاصه میشود. وقتی ساختار بازار شکسته میشود، قدرت روند فعلی رو به تضعیف میرود و نوبت به تنظیم استراتژیهای معاملاتی بر اساس شرایط جدید میرسد. بهعنوان سیگنال هشداردهندهای که زودهنگام فعال میشود، BMS معاملهگران را آماده میکند تا در جهت ارزیابی سایر پارامترهای کلیدی نظیر سطوح مقاومت و حمایت، گام بردارند. همین آمادگی قبل از وقوع تغییرات، کیفیت تصمیمگیری را ارتقا میدهد و تریدرها به صورت مجهز پیش به سوی نبردی تازه میروند.

انواع BMS
انواع BMS جهت متفاوتی از شکست را به نمایش میگذارند و با برخورداری از خصوصیات مشخص، سیگنالهای متفاوتی از روند بازار را ارائه میدهند. همزمان با نمایش قدرت در دست خریداران و فروشندگان، الگوی صعودی یا نزولی معاملهگران را به سمت تصمیمگیریهای متفاوتی سوق میدهند. در ادامه، به بررسی انواع الگو میپردازیم:
BMS صعودی
الگویی که با شکست روند نزولی تشکیل میشود و قیمت به سطحی بالاتر از دره قبلی میرسد. BMS صعودی نشانهای از قدرت خریداران به شمار میآید و سیگنالی از شروع بالقوه روند صعودی را ارائه میدهد. با مشاهده چنین ساختاری، معاملهگران در جهت ورود به پوزیشنهای خرید اقدام میکنند.
BMS نزولی
الگویی که با شکست روند صعودی تشکیل میشود و قیمت به سطحی در زیر دره قبلی میرسد. BMS نزولی قدرت فروشندگان را به نمایش میگذارد و سیگنال آغاز روند نزولی را میتوان دریافت کرد. تصمیمگیری معاملهگران در چنین وضعیتی، ورود به پوزیشنهای فروش است.
چگونه الگوی BMS را تشخیص بدهیم؟
تشخیص الگوی BMS با توجه به سطوح قیمت و روندهای گذشته انجام میشود. معاملهگران با اتکا بر مهارتهای خود در زمینه تشخیص الگوهای نمودار و انواع سطوح کلیدی چون حمایت و مقاومت میتوانند این روند را با موفقیت پشت سر بگذارند. هر چند که بهکارگیری انواع ابزارها هم میتواند مزیت تایید سیگنالها را به دنبال داشته باشد. برای تشخیص صحیح از روشهای زیر استفاده کنید:
- تحلیل سطوح حمایت و مقاومت: بهدنبال شکست سطح مهمی از حمایت، احتمالا BMS صعودی تشکیل میشود. ازطرفی، شکست سطح مقاومت سیگنالی از BMS نزولی به شمار میآید.
- ترند لاین: وقتی قیمت ترندلاین را میشکند، اولین نشانه از شکست در ساختار بازار دریافت میشود.
- استفاده از ابزارها: شکست ترندلاین را با سایر ابزارها، مثل الگوهای کندل استیک و اندیکاتورهای تکنیکال ترکیب کنید تا اعتبار سیگنال تایید شود.
معرفی استراتژیهای معاملاتی BMS در فارکس
استراتژیهای معاملاتی BMS در فارکس با دنبال کردن نقاط شکست طراحی میشوند و در تلفیق با تحلیل حرکات، ورود بهینه معاملهگر را تضمین میکنند. در واقع، عملکرد استراتژیها در نمایش نقطه ورود خلاصه میشود و اجرای شکست خط روند، پولبک یا کندلهای بازگشتی، شانس معاملهگر را برای تعیین نقطه ورود ایدهآل افزایش میدهند. بیایید انواع استراتژیها را بررسی کنیم:
- شکست خط روند: استراتژی که با عبور قیمت از خط روند آغاز میشود و با دریافت سیگنال از تغییرات احتمالی، معاملهگر با استفاده از ابزارهای مختلف به تایید شکست میپردازد. در صورت تایید، انتظار میرود بازار حرکت جدیدی را شروع کند و معاملهگر با ورود بهموقع، از نوسانات بازار نهایت استفاده را خواهد داشت
- پولبک: استراتژی که با شناسایی نقاط BMS بر روی چارت شروع میشود و با تایید شکست، دوباره به آن سطح برمیگردید.
- کندلهای برگشتی: استراتژی که به تحلیل رفتار قیمت با کندل استیک میپردازد و سیگنالی از تغییر روند قیمت به سمت مخالف را ارائه میدهد.

مدیریت ریسک BMS
آغاز حرفهای در معامله گری فارکس به اجرای اصول مدیریت ریسک و جایگذاری صحیح استاپ لاس وابسته است. بلافاصله بعد از شناسایی ساختار شکست، استاپ لاس را در محلی جایگذاری کنید که شکست هنوز تایید نشده است. معمولا، نزدیکترین سطح از حمایت یا مقاومت را قبل از الگو باید در نظر گرفت و استاپ لاس را نزدیک به آن جایگذاری کرد. برای تیک پرافیت هم سطح کلیدی بعدی را مشخص کنید و با محاسبه نسبت صحیحی از ریسک به ریوارد، نسبت به اجرای معامله در شرایط قابل کنترل از نظر ریسک، اطمینان حاصل کنید.
سخن پایانی
BMS در فارکس نمایی دقیق از ساختار بازار را به تصویر میکشد و امکان درک بهتر روندهای اصلی را فراهم میکند. شرط لازم برای بهرهمندی از فرصتهای بینظیری که ایجاد میشود، ترکیب الگو با تحلیل ساختار و استفاده از اندیکاتورها به منظور تایید سیگنال است. اهمیت آن در افزایش فرصتهای پربازده و کاهش ریسک خلاصه میشود و تلفیق با اصول مدیریت ریسک، رمز موفقیت استراتژیهای معاملاتی است که بر محوریت آن شکل میگیرند.
سوالات متداول:
چگونه از سیگنالهای فیک BMS در فارکس دور بمانیم؟
برای کاهش و حذف سیگنالهای فیک میتوانید از الگوهای کندل استیک نهایت استفاده را داشته باشید. سیگنال قدرتمند بازار با ترکیب کندلها و شکست سطوح کلیدی بدست میآید. توجه داشته باشید که کندلها باید از خصوصیات مشخصی چون بدنه بلند و سایههای کوتاه برخوردار باشند.
برای افزایش دقت و اعتبار الگوی شکست ساختار بازار فارکس از چه اندیکاتورهایی استاده کنیم؟
اندیکاتورهای RSI، مکدی و میانگین متحرک در اولویت قرار دارند، زیرا قدرت مومنتوم بازار و احتمال ادامه یافتن روند بعد از شکست ساختاری را نشان میدهند. مثلا، اگر RSI در ناحیه اشباع فروش قرار داشته باشد و BMS صعودی شکل بگیرد، سیگنال آمادگی بازار برای حرکت صعودی دریافت میشود.
آیا معامله فارکس با الگوی BMS برای هر نوع معاملهگری مناسب است؟
معاملهگرانی که از مهارتهای پایه در خصوص تحلیل سطوح برخوردار باشند، میتوانند در مسیر اجرای معاملات خود از مزایای الگو بهره ببرند. ازطرفی، نوع تایم فریم معاملاتی هم اهمیت دارد و اگر بر روی بازه زمانی کوتاهمدت متمرکز باشید، واکنش سریع به نوسانات مهمترین کارایی آن را تشکیل میدهد. در تایم فریم طولانیمدت هم صرفا مسئله تایید روند پررنگ است.



