نظریه پرتفوی مدرن چیست؟ + اصول تئوری پرتفوی مدرن

وقتی تلاش برای چیدن پرتفوی با بهترین دارایی به جایی نمیرسد، جرقه تغییر دیدگاه زده میشود! شاید یک عمر به دنبال انتخاب داراییهایی بودهاید که بیشترین بازده را به دنبال داشتهاند؛ غافل از اینکه، دستهای از سرمایهگذاران خیلی وقت است که در لیگ دیگری بازی میکنند! ترکیب داراییها بر اساس روابط همبستگی همان فرمولی است که شما را به سمت کاهش ریسک و بهترین بازدهی ممکن هل میدهد. نظریه پرتفوی مدرن بهعنوان زبان مدیریت سرمایه اصولی دارد که در راس آن، نسبت متعادل و جذاب ریسک به بازده میدرخشد. اگر آماده هستید تا نظم فکری را زندگی کنید و عملکرد شما از نوع آنتی احساسات باشد، در آکادمی حسینی فایننس تئوری MPT را آنالیز میکنیم.
تعریف نظریه پرتفوی مدرن
ترغیب سرمایهگذاران نسبت به تنوعبخشی پرتفوی، هدف اولیه از طراحی و بهکارگیری نظریه پرتفوی مدرن محسوب میشود. در واقع، تمام تلاش فرد در راستای نحوه چیدمان داراییها است و مسائلی چون پیشبینی قیمت آینده، دیگر در راس اولویت قرار ندارد. چنین تغییر بزرگی در نگرش، رفتار و جهت عملکرد افراد را دچار تحولات عمیقی کرده است. رویهمرفته، نظریه پرتفوی مدرن پایه و اساس مدیریت دارایی به شیوه مدرن به شمار میآید.

اصول تئوری پرتفوی مدرن
مدیریت سبد دارایی وابسته به ساختاری منسجم است تا با تکیه بر اصولی مشخص، جهت درست حرکت را در مسیر چالشی سرمایهگذاری روشن سازد. تکیه بر اصولی چون تنوعبخشی، رابطه ریسک و بازده و مدیریت ریسک، پایداری چارچوب MPT را به دنبال داشته است. هر یک از این اصول، مفاهیم عمیقی هستند که به انتخابها جهت میبخشند و منطق مدیریت را در ذهن عمیقتر میسازند. در ادامه، اصول این تئوری را بررسی میکنیم:
1. تنوع بخشی
انتخاب چند دارایی متفاوت مزیت بزرگ پخش ریسک را به دنبال دارد و بازده نهایی به حد تعادل نزدیک میشود. در واقع، هر دارایی واکنش متفاوتی نسبت به شرایط بازار نشان میدهد و جبران تغییرات منفی تنها با تغییرات مثبت در سایر داراییها امکانپذیر است. تنوعبخشی بهعنوان سنگ بنای نظریه، ارتقا کیفیت پرتفوی را به دنبال دارد و به واسطه آن، میتوان ساختار پایدارتری را برای سرمایهگذاری انتظار داشت.
2. رابطه ریسک و بازده
تنها با پرداخت هزینه ریسک است که سرمایهگذار میتواند انتظار دستیابی به بازده بالایی را داشته باشد. در رابطه ریسک و بازده، ترکیب درست داراییها برای سودآوری نهایی یک ضرورت به شمار میآید. در واقع، محوریت نظریه حول این رابطه کلیدی میچرخد تا نرخ بازده با بهبود همراه شود.
3. مدیریت ریسک
فرایند کنترل و هدایت نوسانات در سبد سرمایهگذاری با انتخاب داراییهایی آغاز میشود که رفتار قیمتی متفاوتی دارند. بهدنبال تعدیل شوکهای منفی ناشی از نوسانات غیرمنتظره و شارپ، تمرکز سرمایهگذار به سمت تصمیمات بلندمدت منعطف میشود. مدیریت ریسک با تمرکز بر طراحی مناسب سبد، پرتفویی را خلق میکند که با ماهیت منطعف خود، نوسانات بازار را تحت کنترل درمیآورد.
4. بهینهسازی پرتفولیو
با ارزیابی وزن هر دارایی میتوان تعادل مناسبی میان ریسک و بازده برقرار کرد. این فرایند بر اساس دادههای آماری و روابط همبستگی و وابستگی میان داراییها انجام میشود تا ریسک به حداقل و بازده به حداکثر برسد. بهینهسازی پرتفولیو همچون ابزاری برای تصمیمگیری منطقی عمل میکند و بلافاصله پس از اجرا، میتوان شاهد چشماندازی بود که نظم و کارایی در هر بخش از آن جاری است.
5. خط سرمایهگذاری
با ترکیب داراییهایی که هر یک از نظر ریسک در جایگاه متفاوتی قرار دارند، خطی بدست میآید که ارتباط میان ریسک و بازده را به نمایش میگذارد. در واقع، دستیابی به سطح مطلوب از بازده و ریسک بدون وجود چنین ترکیبی محال به نظر میرسد. بر اساس خط سرمایه گذاری میتوان سطح نوسان سبد را متناسب با ترجیحات تنظیم کرد و در عین حال، منطق بهینهسازی را هم بهطور کامل به اجرا رساند.
6. مدل بازار کارآ
برای دستیابی به سود بیشتر نمیتوان فقط به تحلیل اطلاعات عمومی بازار اکتفا کرد و باید به سراغ جزئیات ارتباط بین ریسک و بازده رفت. مدل بازار کارآ با فراهم آوردن زمینه نظری و تاکید بر نقش مهم ترکیب داراییها و مدیریت ساختاری سبد، جایگاه مهمی در فرایند تصمیمگیری برای سرمایهگذاری دارد.
نظریه MPT و مرز کارایی (Efficient Frontier)
مرز کارایی تصویری گرافیکی از بهترین ترکیبهای ممکن از داراییها در نظریه MPT را ارائه میدهد تا نظم خاصی به تصمیمگیری ببخشد و انتخابها از حالت پراکنده به منسجم و معنادار تبدیل شوند. هر نقطه از آن سبدی را به نمایش میگذارد که با توجه به ریسک مشخص شده، بیشترین بازده را به دنبال دارد. توجه داشته باشید سبدهایی ناکارا به شمار میآیند که پایینتر از مرز کارایی قرار داشته باشند.
زمانی انتخاب هوشمندانه میشود که دست بر روی سبدهایی بگذارید که به مرز کارایی نزدیکتر باشند یا اینکه جایگاه آنها مقداری بالاتر از این مرز در نظر گرفته شود. انتخاب نهایی سبد کاملا به شخصیت و ترجیحات سرمایهگذار وابسته است و شخصیتهای ریسکپذیر میتوانند سبدهای بالاتر از مرزکارایی را مورد هدف قرار دهند.
نحوه بهینهسازی سبد سهام با استفاده از تئوری پرتفوی مدرن
بهینهسازی سبد سهام روندی است که شما را وارد فاز عملی بهکارگیری اصول MPT تئوری میکند. در گام اول، بازده مورد انتظار هر سهم برآورد میشود. محاسبه میزان نوسان و ارتباط رفتاری سهام با یکدیگر هم گام دوم به شمار میآید. در نهایت، وزن هر سهم در سبد تعیین میشود و بر اساس اصل بهینهسازی، خروجی این فرایند با توجه به مرز کارایی مورد بررسی قرار میگیرد. بهاینترتیب، سبد متناسب با ریسکپذیری سرمایهگذار انتخاب میشود.
وابستگی نتایج به مفروضات، مهمترین نکتهای است که باید در روند بهینهسازی سبد سهام به آن توجه داشت. در واقع، هرگونه تغییر کوچک در برآورد بازده همبستگی به شدت بر ترکیب نهایی سبد تاثیرگذار است. با توجه به این مسائل توصیه میشود حتما محدودیتهایی برای وزن دارایی در نظر گرفته شود تا استراتژی کاملا حرفهای پایهگذاری گردد.
سخن پایانی
برای درک بهتر نظریه پرتفوی مدرن، بهتر است نگاهی به محدودیتهای بالقوه آن هم داشته باشیم. در راس محدودیتها، تکیه شدید به دادههای تاریخی قرار دارد. عدم توجه به واقعیت بازار و احتمال بالای شوکهای شدید قیمتی، بعد دیگری از چالشهای احتمالی را به نمایش میگذارد که پیشبینی نوسانات را عملا ناکارآمد جلوه میدهد. علاوهبر این، بحث نادیده گرفتن عوامل رفتاری سرمایهگذاران هم مطرح میشود. در مجموع، استفاده از این نظریه بهعنوان مکمل و در کنار تحلیل، امری منطقی جلوه مینماید.
سوالات متداول
۱. نظریه پرتفوی مدرن چه تفاوتی با مدل CAMP دارد؟
۲. نحوه مدیریت ریسک غیرسیستماتیک در نظریه پرتفوی مدرن به چه صورت است؟
۳. چرا هنوز هم MPT نظریه پرطرفداری به شمار میآید؟



