اندیکاتور OsMA چیست؟ + عملکرد اندیکاتور OsMA

الان دقیقا وقت حمله ست یا اینکه باید همچنان صبوری پیشه کنیم؟ انرژی بازار را در نظر بگیرید و برید جلو! مشکل اینجا است که به قیمت خالی نمیتوان اکتفا کرد، چون تجربه ثابت کرده است که در نمایش تضعیف یا تقویت روند آنچنان شفاف عمل نمیکند و تریدرها را به سادگی فریب میدهد. ابزاری را میخواهیم که کار آن، رونمایی از انرژی نهانی بازار باشد و با نمایش میلههای جذاب خود، کمک کند تا تصمیم درستی بگیریم. اندیکاتور OsMA است که در تشخیص فاز عالی عمل میکند و به دست راست شما در ترید تبدیل خواهد شد. در آکادمی حسینی فایننس با نحوه عملکرد اندیکاتور OsMA و کارایی میلههای آن آشنا خواهید شد.
تعریف اندیکاتور OsMA
همزمان با نمایش فاصله میان خط MACD و خط سیگنال، تغییرات رفتاری بازار توسط اندیکاتور OsMA بسیار زودتر از حد معمول کشف میشود. در واقع، شناسایی شتاب حرکت قیمت وابسته به تغییرات میلههای هیستوگرام است و با هرگونه افزایش، میتوان به این نتیجه رسید که حرکت قیمت قدرتیتر خواهد بود. بهاینترتیب، فاز بازار را به درستی تشخیص خواهید داد و پلن حمله یا انتظار را به اجرا خواهید آورد. در کل، اندیکاتور OsMA نبرد بین تضعیف و تقویت قدرت را به تصویر میکشد و مخالف صددرصدی ورود هیجانی به بازار است.

عملکرد اندیکاتور OsMA
عملکرد اندیکاتور OsMA بر پایه ارزیابی قدرت حرکت قیمت نسبت به وضعیت قبل تعریف میشود. در واقع، این ابزار به دادههای MACD متکی است و از اختلاف بین خط مکدی و خط سیگنال به دست میآید. نتیجه هم به صورت ترسیم میلههایی در بالا و پایین خط صفر به نمایش درمیآید که بر اساس تغییرات آنها میتوان فاز بازار را تشخیص داد.
زمانی که میلههای OsMA در حال بزرگتر شدن باشند، شتاب حرکتی قیمت رو به افزایش است. به دنبال کاهش تدریجی ارتفاع میلهها، میتوان اینگونه استنباط کرد که انرژی بازار در حال تحلیل است. توجه داشته باشید که جهت قیمت بلافاصله بعد از مشاهده این سیگنالها تغییر نمیکند. در واقع، همین واکنش زودهنگام در جهت شناسایی ضعفهای پنهانی در روند به کار میرود. عملکرد اندیکاتور OsMA آینهای از رفتار درونی بازار به شمار میآید.
اجزای اندیکاتور OsMA
برای انتقال دقیق اطلاعات از وضعیت بازار، اندیکاتور OsMA از اجزای متفاوتی تشکیل میشود که هر یک، کارایی مشخصی دارند. از نمایش تغییرات مومنتوم و وضعیت کلی قدرت خریداران و فروشندگان گرفته تا تحلیل رفتار مونتوم، نقاط متفاوتی از کارابیهای هیستوگرام، خطر صفر، قلهها و درهها را به نمایش میگذارند. در ادامه، با هر یک از این اجزا بیشتر آشنا میشویم:
- هیستوگرام (Histogram Bars): میلههایی که در بالا و پایین خط صفر نمایش داده میشوند تا فاصله میان خط مکدی و خط سیگنال مشخص شود. بهاینترتیب، همراه با افزایش میلهها شاهد بیشترین اختلاف میان این دو خط خواهیم بود و کاهش شتاب حرکتی هم به کوتاه شدن ارتفاع میلهها مرتبط است. زمانی هیستوگرام سیگنال خوبی از ضعف یا قدرت روند را ارائه میدهد که به ساختار قیمت هم توجه داشته باشید.
- خط صفر (Zero Line): مرز تعادلی که با اتکا به آن میتوان وضعیت کلی مومنتوم بازار را مشخص کرد. با قرارگیری هیستوگرام در بالای خط صفر، میتوان اینگونه استنباط کرد که فشار غالب بازار در جهت صعودی است و قدرت در دست خریداران قرار دارد. در حالت عکس که هیستوگرام زیر خط صفر است، حرکت نزولی شکل میگیرد و قدرت هم به دست فروشندگان میافتد. ازطرفی، با عبور هیستوگرام از خط صفر احتمالا تغییر فاز بازار را خواهیم داشت. در کل، خط صفر نقش یک ابزار تایید را برعهده دارد.
- قلهها و درهها (Peak & Trough): نقاطی که تغییرات حرکت قیمت را به نمایش میگذارند و برای بررسی رفتار تدریجی مومنتوم به کار میروند. با کوتاهتر شدن قلهها میتوان به این نتیجه رسید که قدرت روند در حال کاهش است و احتمالا شاهد اصلاح یا توقف حرکت قیمت خواهیم بود. با بلندتر شدن قلهها هم سیگنال افزایش شتاب حرکتی دریافت میشود. در مورد درهها هم میتوان گفت که هر چه عمیقتر باشند، فشار فروش تقویت میشود. در حالت عکس که درهها از نوع کم عمق هستند، افت فشار فروش را خواهیم داشت. قبل از تغییرات واضح قیمت میتوان با تحلیل قلهها و درهها نشانههای هشداردهندهای را دریافت کرد.
آموزش استفاده از اندیکاتور OsMA
شرط استفاده از اندیکاتور OsMA این است که اول استراتژی معاملاتی خود را مشخص کنید. در واقع، این ابزار در کنار تحلیل قیمت بر اساس رویکردی مشخص معنا مییابد. زمانی میتوان اعتبار بالاتری را برای تحلیل کلی در نظر گرفت که رفتار قیمت و سیگنالهای OsMA هماهنگی بیشتری با یکدیگر داشته باشند. برای استفاده دقیق، مراحل زیر را به ترتیب دنبال کنید:
مرحله اول: تعیین روند کلی بازار با نمودار قیمت
برای تشخیص جهت بازار به نمودار اکتفا کنید و اول از همه، سقفها و کفهای قیمتی را مورد بررسی قرار دهید. اگر قیمت در حال ثبت سقفها و کفهای بالاتر باشد، روند از نوع صعودی در نظر گرفته میشود و در حالت عکس هم روند نزولی را خواهیم داشت. وقتی هم که چنین ساختارهایی را نداشته باشیم، بازار رنج است. حالا به سراغ قدرت حرکت میرویم.
مرحله دوم: بررسی موقعیت هیستوگرام نسبت به خط صفر
اگر میلهها در بالای خط صفر قرار گیرند، شاهد روند صعودی خواهیم بود. در وضعیت عکس که هیستوگرام زیر خط صفر قرار دارد، فشار فروش افزایش مییابد. زمانی میتوان به این نتایج اکتفا کرد که وضعیت با روند کلی بازار مطابقت داشته باشد.
مرحله سوم: تحلیل تغییرات تدریجی ارتفاع میلهها
افزایش پیوسته ارتفاع میلهها حاکی از آن است که شتاب حرکت تقویت میشود و شاهد ادامه یافتن روند خواهیم بود. با کاهش تدریجی ارتفاع میلهها، سیگنالی از تحلیل انرژی بازار دریافت میشود و به این نتیجه میرسیم که حرکت فعلی در حال تضعیف است.
مرحله چهارم: مقایسه قلهها و درهها با رفتار قیمت
با بررسی قلهها و درههای هیستوگرام در کنار سقفها و کفهای قیمت میتوان کیفیت حرکت بازار را سنجید. کاهش قدرت حرکت را زمانی خواهیم داشت که قمت سقف جدیدی را ثبت کند، ولی قله OsMA کوتاهتر از قله قبلی باشد. در مقابل، اگر قبمت کف جدیدی بسازد، اما دره OsMA کم عمق باشد، سیگنالی از کاهش فشار فروش دریافت میشود.
مرحله پنجم: تایید و اجرا
حالا تمام دادههای قبلی را یکدیگر ترکیب کنید تا بتوانید تصمیم نهایی را بگیرید. در واقع، هم راستایی روند قیمت، موقعیت هیستوگرام و رفتار میلهها ضروری است. برای افزایش دقت، از ابزارهای مکمل استفاده کنید. در نهایت، بعد از اینکه هماهنگی اندیکاتور با تحلیل قیمت را چک کردید، وارد معامله شوید.
اندیکاتور OsMA چه تفاوتی با MACD دارد؟
با درک تفاوت بین اندیکاتور OsMA و MACD شاهد شکلگیری دیدگاه عمیق تحلیلی خواهید بود. در نگاه اول، مکدی بر تقاطع خطوط متمرکز است و OsMA توجه خود را به سمت فاصله میان این خطوط جلب میکند. بهاینترتیب، هرگونه افزایش یا کاهش قدرت روند را میتوان با وجود اندیکاتور OsMA درک کرد و مکدی هم منبعی برای دریافت سیگنالهای ورود و خروج است. در کل، استفاده ترکیبی از این دو ابزار به این صورت است که برای تصمیمگیری از مکدی استفاده کنید و تایید را به OsMA بسپارید.

سخن پایانی
شاید این سوال برای شما هم بوجود آمده است که اندیکاتور OsMA دقیقا در کنار چه استراتزی هایی عالی عمل می کند. با اینکه با اکثر استراتزی ها به خوبی هماهنگ می شود، ولی ترکیب آن با استراتزی معاملاتی اسنایپر و فانتوم تریدینگ واقعا عالی به نظر می رسد. علت هم در سنجش قدرت حرکت بعد از شکست و تایید ورود بعد از ساختار خلاصه می شود؛ بنابراین، ورود کم، ولی تمیز و دقیقی را خواهیم داشت.



