...
آموزش تحلیل تکنیکال

تئوری داو (Dow Theory) چیست؟ | تاثیر آن بر تحلیل تکنیکال

چیزی که امروزه به عنوان تحلیل تکنیکال می‌شناسیم، ریشه در اصول تئوری داو دارد. چارلز داو بیش از صد سال پیش، این مجمومه اصول را برای اولین بار در بازارهای مالی مطرح کرد. بسیاری از معامله‌گرها در بازارهای مالی از روش تحلیل تکنیکال برای بررسی شرایط بازار و وضعیت دارایی‌های مختلف استفاده می‌کنند.

اگر به گذشته‌های دور رفته و سابقه‌ی بررسی و تحلیل نمودارها را پیگیری کنیم، به آموزش‌ها و مطالبی خواهیم رسید که ریشه‌ی بیشتر آن‌ها به مفهومی به نام تئوری داو برمی‌گردد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، تئوری داو، بنیانِ روشی است که امروزه پس از سال‌ها تغییر و تحول، با نام تحلیل تکنیکال می‌شناسیم. این تئوری از نوشته‌ها و مقالات شخصی به نام چارلز داو (Charles Dow) ساخته شده که بیش از صد سال پیش زندگی می‌کرده است. اگر به فعالیت در بازارهای مالی و یا سرمایه‌گذاری در این حوزه علاقه‌مندید و می‌خواهید بدانید تئوری داو چیست و چه تأثیری بر تحلیل تکنیکال می‌گذارد، این مطلب از «حسینی فایننس» را تا پایان مطالعه کنید.

 

تئوری داو – Dow Theory

تئوری داو (Dow Theory) توسط روزنامه‌نگار آمریکایی به نام چارلز هنری داو مطرح شد.

او به همراه ادوارد جونز و چارلز برگسترسر به عنوان بنیان‌گذار کمپانی بزرگ انتشاراتی Dow Jones & Company‌ شهرت دارد. این تئوری بیان می‌کند که کلیه‌ی بازارهای مالی از مجموعه قوانین و الگوهایی تکرارشونده پیروی می‌کنند.

تئوری داو

تئوری داو (Dow Theory) اولین بار توسط یک روزنامه‌نگار آمریکایی به نام چارلز هنری داو (Charles Henry Dow) مطرح شد. او در سال‌های ۱۸۵۱ تا ۱۹۰۲ زندگی می‌کرد و به همراه ادوارد جونز (Edward Jones) و چارلز برگسترسر (Charles Bergstresser) به عنوان بنیان‌گذار کمپانی بزرگ انتشاراتی Dow Jones & Company‌ شهرت دارد. مجله‌ی معروف وال استریت ژورنال (The Wall Street Journal)، وبسایت آماری MarketWatch، روزنامه‌ی Financial News و همچنین مجله‌ی Private Equity News‌ از زیرمجموعه‌های این کمپانی غول‌پیکر هستند.

شاخص معروف داوجونز نیز به اسم همین فرد اشاره دارد. (شاخص‌ها در بازارهای مالی نشان‌دهنده‌ی میانگین قیمت سایر سهام آن بازار بوده و قابل خرید و فروش هستند.) تئوری داو بیان می‌کند که کلیه‌ی بازارهای مالی از مجموعه قوانین خاصی پیروی می‌کنند و این قوانین مانند الگوهایی تکرارشونده در چرخه‌های مختلف دیده می‌شوند. معامله‌گرها و سرمایه‌گذارها می‌توانند با استفاده از این تئوری، به درک بهتری از اتفاقات و نوسانات مختلف در بازارهای مالی رسیده و فعالیت هوشمندانه‌تری داشته باشند. هرچند این تئوری بیش از صد سال پیش مطرح شده و بازارهای مالی در طول سال‌ها تغییرات زیادی کرده‌اند، اما هم‌چنان می‌توان گفت که اصول بنیادی تئوری داو برقرار است.

البته آقای داو در دوران حیات خود موفق به انتشار تئوری خود نشد و پس از مرگش، آقای ویلیام همیلتون (William Hamilton) کار او را ادامه داد. سرانجام در سال ۱۹۳۲ بود که شخصی به نام رابرت ریا (Robert Rhea) نوشته‌های افراد قبل را جمع‌آوری و در قالب تئوری داو منتشر کرد.

۶ اصل مهم تئوری داو

تئوری داو شامل ۶ اصل یا قانون مهم است که در ادامه به ترتیب آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

  • اصل ۱: بازار از مجموعه‌ی اخبار و عوامل بیرونی تأثیر می‌پذیرد.
  • اصل ۲: در بازار ۳ نوع روند اتفاق می‌افتد.
  • اصل ۳: هر روند اصلی شامل ۳ مرحله است.
  • اصل ۴: شاخص‌های مختلف یکدیگر را تأیید می‌کنند.
  • اصل ۵: روندها توسط حجم معاملات تأیید می‌شوند.
  • اصل ۶: روندها تا زمانی که سیگنال برگشت دیده نشده، ادامه‌دار هستند.

در ادامه هر کدام از اصول شش‌گانه‌ی تئوری داو را تشریح می‌کنیم.

اصل ۱‍ – بازار از مجموعه اخبار و عوامل بیرونی تاثیر می‌پذیرد

این اصل بیان می‌کند که قیمت فعلیِ سهام و دارایی‌های مختلف، نشان‌دهنده‌ی وضعیت مجموعه عوامل تاثیرگذار بیرونی در بازار است. از این جمله می‌توان دو نتیجه‌ی مهم گرفت. اول اینکه عوامل بیرونی (مثل اخبار اقتصادی، قیمت شاخص‌های مختلف، گزارش سود و ضرر کمپانی‌های بزرگ و یا حتی احساسات سرمایه‌گذارها) روی قیمت سهام و دارایی‌های مختلف در همه‌ی بازارها تاثیرگذارند. دوم اینکه بازار همیشه براساس «فرضیه بازارِ کارامد» (EMH = Efficient Market Hypothesis) رفتار می‌کند.

طبق این فرضیه، قیمت سهام شرکت‌ها (با توجه به شرایط فعلی‌ آن‌ها) همیشه در یک محدوده‌ی منصفانه خرید و فروش می‌شود. از آنجایی که تأثیر عوامل مختلف در نهایت روی قیمت ظاهر می‌شود، برخی از معامله‌گرها همیشه بیشتر تمرکز خود را روی حرکات قیمت می‌گذارند؛ این اصل در ادامه باعث شکل‌گیری یکی از روش‌های جذاب تحلیل و معامله‌گری به نام تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) و همچنین پرایس اکشن (Price Action) شد. اگر علاقه‌مند به یادگیری پرایس اکشن هستید، به دوره آموزش پرایس اکشن مراجعه کنید و صفر تا صد نحوه معاملات در پرایس اکشن را فرا بگیرید.

اصل ۲ – در بازار ۳ نوع روند اتفاق میفتد

طبق اصل دوم تئوری داو، حرکت قیمت در بازار، بر اساس روند (Trend) پیش می‌رود و این روندها می‌توانند ۳ نوع مختلف داشته باشند:

  • روند اولیه یا اصلی (Primary trend): روند اولیه همان حرکت اصلی بازار است. این روند مشخص می‌کند که بازار در بلند مدت به کدام سمت حرکت خواهد کرد و اصولاً سال‌ها به طول می‌انجامد.
  • روندهای ثانویه یا اصلاحی (Secondary trends): روندهای ثانویه را می‌توان حرکت‌هایی اصلاحی برای روند‌های اولیه در نظر گرفت، زیرا در خلاف جهت آن‌ها شکل می‌گیرند. مثلاً اگر روند اولیه به صورت صعودی (Bullish‌)‌ باشد، روند اصلاحی آن به صورت نزولی (Bearish) خواهد بود. روندهای فرعی می‌توانند از چند هفته تا چند ماه طول بکشند.
  • روندهای جزئی (Minor trends):‌ منظور از روندهای جزئی، همان نوسان‌های روزانه در قیمت دارایی‌هاست. البته این روندها هم می‌توانند تا هفته‌ها طول بکشند ولی جهت آن‌ها همواره برخلاف روندهای فرعی (یعنی در جهت روند اولیه) خواهد بود.

ترند جزئی

 

اصل ۳ – هر روند اصلی شامل ۳ مرحله است

این اصل از تئوری داو می‌گوید که هر روند اولیه یا اصلی بازار، در ۳ مرحله اتفاق می‌افتد:

  • مرحله جمع‌آوری (Accumulation): نخستین فاز یک روند اولیه، همیشه با جمع‌آوری آغاز می‌شود. یعنی سرمایه‌دارهای بزرگ در یک قیمتِ خاص تصمیم به خرید یا فروش عمده‌ی یک سهم می‌گیرد. جالب است که این حرکت، همیشه در خلاف جهت پیش‌بینی اکثریت فعالان بازار اتفاق می‌افتد.
  • مرحله مشارکت عمومی (Public participation): پس از آغاز حرکت قیمت در جهت روند جدید، احساسات مثبتی در بازار شکل می‌گیرد که منجر به ورود عده‌ی بیشتری در جهت روند فعلی می‌شود. این اتفاق موجب حرکت سریع‌تر قیمت به‌سمت بالا یا پایین (مطابق روند اصلی) خواهد شد.
  • مرحله زیاده‌روی یا ترس (Excess or Panic): این همان مرحله‌ای است که عده‌ای که احساس می‌کنند از بازار جا مانده‌اند، وارد بازی شده و در محدوده‌ای که قیمت بیش از حد بالا/پایین رفته، وارد معامله می‌شوند. بی‌خبر از آنکه اینجا، همان‌جایی است که حرفه‌ای‌ها به فکر ذخیره‌ی سود و خروج از بازارند.

تئوری داو

 

اصل ۴ – شاخص‌های مختلف یکدیگر را تایید می‌کنند

طبق اصل چهارم،‌ روند بازار باید توسط شاخص‌های مختلف تأیید شود. به این معنی که نمی‌توان روند کلی یک بازار را صعودی/نزولی دانست، در حالی که سایر شاخص‌ها هنوز صعودی/نزولی نشده‌اند. به عنوان مثال زمانی می‌توان روند اصلی بازارهای مالی در یک کشور مثل هند را صعودی دانست که کلیه شاخص‌های Nifty، Sensex، Nifty Midcap،‌ Nifty Smallcap و سایر شاخص‌ها در جهت صعودی در حرکت باشند. فراموش نکنید که این اصول بیش از صد سال پیش نوشته شده‌اند و طبیعی‌ است که با تنوع بازارهای مالی امروز، دیدگاه‌های متنوعی نسبت به آن‌ها وجود داشته باشد.

اصل ۴ تئوری داو

 

اصل ۵ – روندها توسط حجم معاملات تایید می‌شوند

اصل پنجم به یکی از فاکتورهای مهم به نام حجم معاملات (Volume) اشاره می‌کند؛ طبق این اصل،‌ روند بازار باید توسط حجم معاملات پشتیبانی شود. به این صورت که اگر در یک روند صعودی باشیم، با افزایش قیمت باید حجم معاملات نیز افزایش پیدا کند یا اگر روند فعلی نزولی است، با کاهش قیمت، باز هم باید حجم معاملات افزایش پیدا کند. یعنی افزایش حجم به عنوان یک عامل تاییدکننده‌ برای روند فعلی است. از این اصل می‌توان نتیجه گرفت که کاهش حجم معاملات در یک روند، یکی از نشانه‌های ضعف در روند است. هم‌چنین اگر در یک پولبک (Pullback)‌ شاهد افزایش زیاد حجم معاملات باشیم، ممکن است این عامل باعث شکست در روند آغاز یک حرکت بازگشتی باشیم.

اصل ۵ تئوری داو

 

اصل ۶ – روندها تا زمانی که سیگنال برگشت دیده نشده، ادامه دار هستند

آخرین اصل در تئوری داو می‌گوید که علی‌رغم وجود نوسانات، روند فعلی بازار ادامه‌دار خواهد بود. به این معنی که مثلا در یک روند صعودی، بازار در بلندمدت به‌سمت بالا حرکت خواهد کرد، هرچند در این مسیر امکان ایجاد چند روند موقتی فرعی وجود دارد که در خلاف جهت حرکت اصلی بازارند. پس وضعیت بازار همواره پایدار خواهد بود تا زمانی که یک اتفاق یا الگوی واضح و پرقدرت بازگشتی رخ دهد. زمانی که یک حرکت در خلاف جهت روند فعلی رخ می‌دهد، همیشه این شک بین معامله‌گرها به وجود می‌آید که آیا این اتفاق یک روند فرعی و اصلاحی است یا باید آن را آغاز یک روند اصلی جدید در نظر گرفت؟ به همین دلیل تئوری داو همواره احتیاط را در نظر می‌گیرد و معتقد است تا زمانی که تأیید‌های لازم مشاهده نشده‌اند، این گونه حرکات را روند فرعی در نظر می‌گیریم.

روندها در تئوری داو

 

سیگنال‌ها در تئوری داو

تئوری داو علاوه بر ۶ اصل اساسی، نکات دیگری را نیز شامل می‌شود که در ادامه کمی با آن‌ها آشنا خواهیم شد. این نکات برای کمک به درک بهتر رفتار بازار بوده و شامل قیمت‌های پایانی و سیگنال‌های مهم در تشخیص روند‌های اصلی و بازگشتی هستند.

قیمت پایانی و محدوده‌ها

 چارلز داو معتقد بود که برای تصمیم‌گیری در مورد جهت روند باید قیمت‌های پایانی (Closing Prices) را مدنظر قرار داد و از نوساناتی که در طول روزِ معاملاتی رخ می‌دهند، صرف‌نظر کرد. نکته‌ی دیگری که داو به آن اشاره می‌کند، توجه به محدوده‌های مهم قیمت است،‌ مخصوصاً جاهایی که قیمت در یک محدوده‌ی افقی به صورت رِنج (یعنی نه صعودی و نه نزولی) حرکت می‌کند. او معتقد است زمانی که قیمت در چنین محدوده‌هایی گیر می‌کند، باید منتظر بمانیم تا یک شکست اتفاق بیفتد و قیمت از آن محدوده خارج شود.

سیگنال‌ها و تشخیص روندها

 معامله‌گرهایی که بر اساس این تئوری فعالیت می‌کنند باید بتوانند نوع روندها را شناسایی کنند. این افراد در جهت روند اولیه یا اصلی بازار معامله می‌کنند؛ پس تشخیص نقاط و علائم بازگشتی برای آن‌ها یک فاکتور حیاتی است. تئوری داو در این راستا، از تحلیل سقف و کف قیمت بهره می‌برد. به این صورت که در روند صعودی، همواره شاهد سقف‌هایی بالاتر از سقف‌ قبلی و هم‌چنین کف‌هایی بالاتر از کف قبلی قیمت خواهیم بود. طبق اصل ششم داو که شباهت زیادی به قانون اول نیوتن دارد (قانون اول نیوتن می‌گوید که هر جسم تا زمانی که یک نیروی خارجی به آن وارد نشود، تمایل دارد وضعیت قبلی خود را حفظ کند)، تا زمانی که یک سیگنال مشخص و پرقدرت ظاهر نشود، روند اولیه‌ی بازار تغییر نخواهد کرد.

بازگشت‌ها

 زمانی شاهد حرکت بازگشتی در بازار هستیم که علائمی مبنی بر ضعف در روند فعلی ببینیم، به طوری که بازار دیگر قادر نباشد سقف‌ها و کف‌های جدید را طبق روند فعلی بسازد. مثلاً در یک روند صعودی، عدم توانایی بازار در ایجاد سقف‌ها و کف‌های قیمت بالاتر می‌تواند یکی از سیگنال‌های بازگشتی در نظر گرفته شود. در یک روند نزولی نیز این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که در نمودار قیمت، سقفی بالاتر از سقف‌های قبلی شکل بگیرد که می‌تواند از نشانه‌های پایان روند نزولی باشد.

تاثیر تئوری داو بر تحلیل تکنیکال مدرن

تئوری داو را می‌توان زیربنای اصلی تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی دانست. بسیاری از مفاهیم اساسی همچون شناسایی روند، خطوط حمایت و مقاومت، تایید روند با حجم معاملات و بررسی حرکات قیمتی، به طور مستقیم از اصول این تئوری برگرفته شده‌اند. داو با معرفی ساختار سه‌مرحله‌ای روندها، بستری مفهومی برای درک رفتار بازار فراهم کرد که هنوز هم در تحلیل‌ها به‌کار می‌رود.

اگرچه ابزارهای تحلیلی مدرن همچون اندیکاتورها، الگوریتم‌ها و نمودارهای پیچیده به تحلیل تکنیکال اضافه شده‌اند، اما هنوز هم چارچوب داو مبنای ساخت بسیاری از این ابزارهاست. در واقع تحلیل‌گرهای باتجربه برای تصمیم‌گیری نهایی به اصول ساده اما قدرتمند این تئوری رجوع می‌کنند و آن را مکمل تحلیل‌های خود می‌دانند.

چالش‌ها و محدودیت‌های تئوری داو در بازارهای امروزی

تئوری داو با وجود کاربردهای بنیادین خود، در مواجهه با پیچیدگی‌های بازارهای مدرن با چالش‌هایی روبه‌رو است. برای مثال، اصل تایید روند با شاخص‌های موازی در دنیای امروزی با حجم انبوهی از بازارها و دارایی‌های متفاوت، نیاز به بازنگری دارد. همچنین زمان‌بر بودن شناسایی مراحل روند، با توجه به نوسانات لحظه‌ای بازار، می‌تواند تصمیم‌گیری را دشوار کند.

از سوی دیگر، این تئوری فرض می‌کند که بازار همواره کارا و منطقی عمل می‌کند، در حالی‌که تجربه بازارهای رمزارز، رفتارهای هیجانی کاربران و تأثیر رسانه‌ها، گاه منطق بازار را زیر سؤال می‌برد. بنابراین تحلیل‌گران مدرن از تئوری داو در کنار ابزارهای جدید استفاده می‌کنند تا با واقعیت‌های امروزی هماهنگ شوند.

چگونه تئوری داو را در بازار ارزهای دیجیتال به‌کار ببریم؟

با وجود تفاوت ساختاری بازار ارزهای دیجیتال نسبت به بازارهای سنتی، اصول تئوری داو در این بازار نیز قابل اجراست. شناسایی روندهای اصلی بیت‌کوین یا آلت‌کوین‌ها، تحلیل شکست سطوح مهم، بررسی حجم در صرافی‌های بزرگ و توجه به رفتار قیمت در زمان اخبار، همگی با اصول داو هماهنگ هستند.

تحلیل‌گران کریپتو اغلب از این تئوری برای تشخیص پایان روند صعودی یا آغاز موج نزولی استفاده می‌کنند. اگرچه نوسانات شدید بازار کریپتو ممکن است سیگنال‌های کاذب ایجاد کند، اما ترکیب دقیق تئوری داو با پرایس اکشن و ابزارهایی مانند فیبوناچی، می‌تواند دید بهتری برای معامله‌گری ارائه دهد.

مثال‌های عملی از تئوری داو در نمودارهای واقعی

برای درک بهتر تئوری داو، کافی‌ست نگاهی به نمودار بیت‌کوین در سال 2017 بیندازیم؛ جایی که یک روند صعودی بلندمدت با سه مرحله مشخص رشد، مشارکت عمومی و در نهایت سقوط ناگهانی، کاملا با ساختار داو هم‌خوانی دارد. در این روند، حجم معاملات و تایید شاخص‌های کلیدی نیز با اصول تئوری داو تطابق داشتند.

مثال دیگر در بازار سهام، روند نزولی شاخص نزدک در سال 2022 است که با شکست سطوح حمایتی، کاهش حجم معاملات و تاخیر در تایید بازگشت روند، تحلیل‌گران را در شناسایی دقیق نقاط ورود دچار چالش کرد. این مثال‌ها نشان می‌دهند که تئوری داو همچنان کاربرد دارد، اما باید درک صحیحی از زمان‌بندی و شرایط بازار داشت.

سخن پایانی

مطالعه‌ی تئوری داو (Dow Theory) در این راستا کمک زیادی به ما خواهد کرد. اصولِ این تئوری بیش از صد سال پیش توسط روزنامه‌نگاری به نام چارلز داو مطرح شده، اما هنوز هم بسیاری از آن‌ها در بازارهای مالی امروزی کاربرد دارند؛ چرا که این اصول، پایه‌ و اساس یکی از مهم‌ترین روش‌های تحلیلگری، یعنی تحلیل تکنیکال هستند. تئوری داو شامل ۶ اصل اساسی بوده که بیان می‌کند قیمت سهام همواره در محدوده‌ای منصفانه معامله می‌شود، حرکت بازار به صورت روند انجام می‌شود، این روندها ۳ نوع دارند و هر روند اصلی شامل ۳ فاز است. شاخص‌های مختلف یکدیگر را تایید می‌کنند، حجم معاملات روند را تأیید می‌کند و روند اصلی بازار تمایل دارد به حرکت خود ادامه دهد تا زمانی که علائم بازگشتی مشاهده شود.

سوالات متداول

۱. تئوری داو چه کاربردی در تحلیل بازار دارد؟

این نظریه بر پایه ساختار روندها، حجم معاملات و تاثیر اخبار بنا شده و به تحلیل‌گر کمک می‌کند تا رفتار بازار را بهتر درک کند. امروزه بسیاری از مفاهیم تحلیل تکنیکال ریشه در همین تئوری دارند.

۲. آیا تئوری داو همچنان در بازارهای مالی امروزی کاربرد دارد؟

با وجود پیشرفت ابزارهای تحلیلی، تئوری داو همچنان به‌عنوان پایه‌گذار تحلیل تکنیکال مدرن شناخته می‌شود. بسیاری از مفاهیم مانند روند، فازهای حرکتی و تایید با حجم معاملات از این تئوری الهام گرفته‌اند. تحلیل‌گران باتجربه از این اصول در کنار ابزارهای دیگر استفاده می‌کنند.

۳. کدام اصل تئوری داو مهم‌ترین نقش را در تصمیم‌گیری ایفا می‌کند؟

اصل تداوم روند تا زمان مشاهده سیگنال بازگشت، یکی از کلیدی‌ترین اجزای تئوری داو است. این اصل به معامله‌گران کمک می‌کند تا از تصمیم‌گیری‌های هیجانی در میانه روندها اجتناب کنند. همچنین تأیید روند با حجم معاملات نیز نقش مکملی حیاتی دارد.

۴. آیا تئوری داو در بازار ارزهای دیجیتال نیز قابل استفاده است؟

بله، اصول پایه‌ای تئوری داو مانند شناسایی روند، تحلیل سقف و کف‌ها و بررسی حجم معاملات، در بازار ارزهای دیجیتال نیز کاربرد دارد. البته به دلیل نوسانات شدید بازار کریپتو، استفاده ترکیبی از این تئوری با پرایس اکشن و ابزارهای مدرن توصیه می‌شود. همچنین سرعت واکنش‌پذیری تحلیل‌گر در این بازار اهمیت بالایی دارد.

۵. تفاوت تئوری داو با نظریه موج الیوت چیست؟

در حالی‌که تئوری داو به ساختار سه‌فازی و تایید روند با شاخص‌ها و حجم می‌پردازد، نظریه موج الیوت رفتار بازار را با چرخه‌های روان‌شناختی و موج‌های مشخص تحلیل می‌کند. داو بیشتر به کلیت روند و ناحیه‌های ورود یا خروج می‌پردازد، در حالی که الیوت ساختاری دقیق‌تر اما پیچیده‌تر دارد. انتخاب بین آن‌ها به سبک معاملاتی فرد بستگی دارد.

مطالب مرتبط

نظرات

  1. سلام و عرض ادب …تشکر میکنم بابت توضیحات مفیدتون در پیرامون استراتژی داو جونز …….. من از این روش معامله در کنار چند اندیکاتور تایید استفاده میکنم ….سیگنالهاش دیر هست کمی ولی مطمین و با استفاده از این استراتژی میتوانید پوزیشنتون رو بیشتر در معامله نگه دارید که در نهایت R/Rبالتر و سود بیشتری عایدتون میشه ….با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه علاقمندان به بازارهای مالی

    1. سلام ممنون از نظر شما
      خوشحال هستیم که مطالب این مقاله براتون مفید واقع شده
      موفق و پر سود باشید دوست عزیز

    1. سلام سوران عزیز وقت شما بخیر
      خوشحال هستیم که مقاله براتون مفید بوده
      موفق باشید

  2. dow theory یه استراتژی قوی هست که میشه تو هر تایم فریمی پیادش کرد
    وین ریت بالایی داره اگه مسلط باشیم بهش
    با مدریت سرمایه میشه ریوارد به ریسک های ۱به ۱۰ و بیشتر گرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا